بررسی داده‌محور: فقر و استانداردهای زندگی در ایران

نویسنده: فرزانه قبادی

آخرین گزارش منتشر شده توسط مرکز آمار ایران در خصوص هزینه و درآمد خانوارهای ایرانی در سال ۱۳۹۹، نشان می‌دهد روند نزولی استانداردهای زندگی و افزایش فقر که از یک دهه پیش آغاز شده، همچنان ادامه دارد. بر همین اساس هزینه سرانه خانوار که در سال ۲۰۰۷ به ۱۹ دلار در روز می‌رسید، در سال ۲۰۲۰ به ۱۴ دلار رسیده است که کاهشی ۲۵ درصدی را نشان می‌دهد. نمودارها نشان می‌دهد این کاهش در تمامی مناطق به یک اندازه نبوده و در مناطق شهری و روستایی و پایتخت تفاوت‌هایی دارد. این میزان در مناطق روستایی ۳۹ درصد، در مناطق شهری ۲۶ درصد و در پایتخت ۱۱ درصد بوده است. جواد صالحی اصفهانی پژوهشگر حوزه اقتصاد بر اساس آمارهای اعلام شده در گزارش مورد اشاره، در وبسایت خود «استبداد اعداد» مروری تحلیلی بر داده‌های این گزارش داشته و در مقاله‌ای با عنوان «افزایش فقر و کاهش استانداردهای زندگی در ایران در سال ۲۰۲۰» به بررسی استانداردهای زندگی ایرانیان پرداخته است.

صالحی در این مقاله معتقد است دلیل رقمی که در تهران به دست آمده و کندتر بودن نرخ کاهش استانداردهای زندگی در پایتخت می‌تواند تورم بیشتر و همچنین بالا رفتن دستمزد کارکنان دستگاه‌های دولتی – که اغلب ساکن پایتخت هستند- باشد. این بررسی‌ها و نمودارها نشان می‌دهد در هر سه منطقه مورد اشاره در این تحلیل، پس از توافق هسته‌ای ایران، بهبود نسبی در وضعیت زندگی مردم حاصل شده است. هر چند این بهبود که در سال ۲۰۱۶ اتفاق افتاده، عمر چندان بلندی نداشته است.

استانداردهای زندگی بر اساس منطقه سکونت – روستایی، شهری، پایتخت

نرخ فقر روستایی بسیار سریع‌تر از نرخ فقر در مناطق شهری پیشرفت داشته است. این نرخ در مناطق روستایی ۲۲ درصد در سال ۲۰۱۹ ثبت شده در حالی که در سال ۲۰۲۰ به ۲۵ درصد رسیده است. این نرخ در مناطق مسکونی شهری یک دهه پیش ۱۰ درصد اعلام شده و در سال ۲۰۲۰ به ۱۲.۱ درصد رسیده است.

مهم‌ترین عاملی که نویسنده این مقاله در روند رشد فقر دخیل می‌داند، تحریم‌ها علیه ایران است. اما عامل مهم‌تر از نظر او ناتوانی سیاستگذاران در حمایت از فقرا در مقابل این تحریم‌هاست. صالحی معتقد است، بعد از جنگ هشت ساله ایران و عراق برنامه‌های کاهش فقر با موفقیت بیشتری دنبال شد، اما در مورد تحریم‌ها شاهد این موفقیت نبودیم. او موفقیت کنترل نسبی فقر پس از جنگ را به دلیل سیاست‌های اجتماعی و سرمایه‌گذاری در مناطق محروم و روستایی و همچنین ارتقا سطح سلامت و آموزش در روستاها می‌داند.

میزان فقر بر اساس منطقه سکونت

نویسنده معتقد است اقداماتی مثل پرداخت یارانه‌های نقدی به خانوارها تا حدودی در راستای مبارزه با فقر اجرا شدند، اما نیاز به احیا و بازنگری دارد چرا که امروز با میزان تورم موجود در جامعه، این یارانه ارزش مالی خود را از دست داده است. اما همچنان با همان میزان و به همان شکل در حال پرداخت است. بر اساس آمارهای رسمی موجود تورم از حدود ۱۰ درصد در بازه زمانی ۲۰۱۵-۲۰۱۷ به بیش از ۳۰ درصد در بازه ۲۰۱۹-۲۰۲۰ رسیده است، بدون اینکه تغییر چندانی در نابرابری درآمدها در جامعه صورت گیرد. (البته هنگام نگارش این متن آخرین اخبار در مورد تورم نشان می‌دهد نرخ تورم در ایران حدود ۴۰ درصد است)

نویسنده در پایان به گزارشی که از سوی وزارت تعاون در تابستان سال جاری در خصوص فقر چند بعدی منتشر شده است اشاره کرده، این گزارش که تحت عنوان «نخستین گزارش رسمی درباره خط فقر» منتشر شده اعلام کرده که از هر سه ایرانی یک نفر زیر خط فقر است. در واقع یک‌سوم مردم ایران زیر خط فقر زندگی می‌کنند. در این گزارش خط فقر سرانه سال ۱۳۹۹ معادل یک‌‌میلیون و ۲۵۴هزار تومان برآورد شده است (حدود ۱۴ دلار)

صالحی اصفهانی این گزارش رسمی را «گزارش تلخ فقر» خوانده و معتقد است این رقم حتی برای کشورهای با درآمد متوسط و تحت تحریم هم رقم بالایی محسوب می‌شود. او می‌گوید اتخاذ این سیاست‌ها برای بالا نشان دادن فقر در کشور که مورد پذیرش مقامات ایران است، شاید از منظر فلسفی دلایل قانع کننده پیدا کند، اما از نظر سیاسی منطقی نیست. ایران توان مقابله با این سطح از فقر را ندارد.

به اطلاعات موجود در مقاله منتشر شده در «استبداد اعداد» می‌توان آمارها و اطلاعاتی که مرداد ماه سال جاری توسط معاونت رفاه وزارت تعاون درباره فقر چند بعدی در ایران منتشر شده هم اضافه کرد، از جمله اینکه در یکی از گزارش‌های این مجموعه در مورد فقر غذایی آمده است: « مهم‌ترین بعد فقر که در طول سال‌های اخیر روند صعودی داشته است، بعد تغذیه در زمینه دریافت کالری (حداقل ۲۱۰۰ کیلوکالری در روز) و پروتئین در خانوار بوده است که گرانی اقلام غذایی می‌تواند یکی از مهم‌ترین دلایل آن باشد. داده‌های هزینه و درآمد خانوار مرکز آمار نیز نشان می‌دهند مصرف اقلام ضروری در طول سال‌های اخیر روند نزولی داشته است.» در این مجموعه گزارش، مطالعات و داده‌های رسمی نشان می‌دهد: «استان سیستان و بلوچستان با اختلاف زیاد، بیشترین میزان از محرومیت را نسبت به سایر مناطق کشور، در تمامی ابعاد اشاره شده، دارد و استان‌های تهران و اصفهان وضعیت به مراتب بهتری در ابعاد مختلف فقر دارند» همانطور که اشاره شد، فقر روستایی وسعت و سرعت بیشتری در مقایسه با فقر جوامع شهری دارد. این موضوع می‌تواند در بلند مدت تبعات گسترده و غیر قابل جبرانی داشته باشد. از جمله مهاجرت‌های گسترده به سوی شهرها با امید بهبود وضعیت اقتصادی و در نتیجه خالی از سکنه شدن روستاها و مشکلاتی که در حوزه امنیت غذایی و بسیاری حوزه‌های دیگر در پی تخلیه روستاها امکان بروز و ظهور پیدا می‌کنند.

نظر شما چیه؟ خوشحال می‌شیم باهامون در میون بذارید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.